X
تبلیغات
حرفی از ته دل

حرفی از ته دل

گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند که در سختی ها باید زیبا ترینها را بیافرینند ... !!!

خدا حافظ

 

سلام دوستان این دفعه اومدم

تا برای همیشه ازتون خداحافظی کنم

 می خوام این وبو ببندمش

البته بر خلاف میلم...اما مجبورم.

گاهی اوقات آدم کاری و باید انجام بده که نمی خواد

اما چاره ای جز این نداره

 

حلالم کنید و خدا نگهدار

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/17ساعت 0:44  توسط سارا  | 

آرامش

 

 

به انتظار حلول ماه میشینم و چشم به آسمان پر ستاره خدا می بندم

خدایا ماه رحمت تو ماه پر از برکت تو

و من

منه گنهکار که  ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ ‌غ‍ف‍ل‍ت‍مو ب‍‍ا ت‍وب‍ه‌ و ن‍دب‍ه‌ ج‍ب‍ر‌ان‌ ك‍ردم‌

و تو

‌همیشه ‌ ‌اي‍ن‌ ب‍ن‍ده‌ خ‍‍اط‍ی و س‍رك‍شو  پ‍ذي‍رف‍ت‍ی

 

با خودم زمزمه می کنم :

 

«ب‍‍از ‌آ‌ی ‌ه‍ر ‌آن‍ك‍ه‌ ‌ه‍س‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی

گ‍ر ك‍‍اف‍ر و گ‍ب‍ر و خ‍ود پ‍رس‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی

‌اي‍ن‌ درگ‍ه‌ م‍‍ا درگ‍ه‌ ن‍وم‍ي‍د‌ی ن‍ي‍س‍ت‌

ص‍د ب‍‍ار ‌اگ‍ر ت‍وب‍ه‌ ش‍ك‍س‍ت‍‍ی ب‍‍از‌آ‌ی »

 

زم‍زم‍ه‌ ‌اي‍ن‌ ش‍‍ع‍ر دلمو ‌آروم‌ م‍‍ی‌ك‍ن‍ه

و ‌ان‍ت‍ظ‍ار رس‍ي‍دن‌ ب‍ه‌ ل‍ذت‌ ل‍ق‍‍ا‌ی ح‍ض‍رت‌ دوس‍ت‌ ر‌ا ت‍‍اب‌ م‍‍یارم ،

ت‍ح‍م‍ل‌ ‌اي‍ن‌ ‌ان‍ت‍ظ‍ار وق‍ت‍‍ی ش‍ي‍ري‍ن‌ ت‍ر م‍‍ی‌ شه

ك‍ه‌ ب‍ه‌ خ‍ود م‍‍ی ق‍ب‍ولان‍م‌ ل‍ح‍ظه‌ دي‍د‌ار ن‍زدي‍ک ‌اس‍ت‌ .

 

حس عجیبی ست... ب‍و‌ی خ‍د‌ا م‍‍ی ‌آي‍د

و م‍ن‌ ‌اطم‍ي‍ن‍‍ان‌ د‌ارم‌ ك‍ه‌ ‌او در ‌اي‍ن‌ ن‍زدي‍ك‍‍ی ‌اس‍ت‌

ن‍زدي‍ک‌ ت‍ر ‌از ‌ه‍م‍ي‍ش‍ه‌ و ‌اي‍ن‌ ‌اطم‍ي‍ن‍‍ان‌ ب‍ه‌ ق‍ل‍ب‍م‌ ‌آر‌ام‍ش‌ م‍‍ی‌ ده.

 

 

توی این روزها و شبهای عزیز مارو از دعای خودتون بی نصیب نکنید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/12ساعت 0:22  توسط سارا  | 

شرمنده

 

سلام دوستای عزیزم

منو باید ببخشید.من واسم یه سفر فوری پیش اومد

که اصلا فرصت نداشتم بیام نت و خبر بدم

یا اینکه اونا بیام سر بزنم. چند بار سعی کردم اما نشد

خیلی خیلی منو باید ببخشید

توی این مدت خیلی شرمندم کردید و

خوشحالم که دوستای خوبی مثل شماهارو دارم

 

انشاالله برای ماه رمضون با یه آپ جدید میام

 

منتظرتون هستم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/11ساعت 11:39  توسط سارا  | 

دلم گرفته...!

 

به قول سهراب :

 

دلم گرفته ،

دلم عجیب گرفته است .

......

-         چرا گرفته دلت ، مثل آنکه تنهایی .

-         چقدر هم تنها !

-         خیال می کنم

دچار آن رنگ پنهان رنگ ها هستی

......

 

 

دلم می خواست کل شعرشو بنویسم اما جا نمیشه...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 20:47  توسط سارا  |